تبليغاتX
ریرا
 

 

 

 

خواب بود

سراب بود

وه چه روياي دل انگيزي!

چه انتظار زيبايي بود وقتي گمان مي بردم پايانش نزديك است

اما چه سود، سراب بود...

 

 

بيهوده در خيال صبح از شب به شفق رسيدم

نمي دانستم تو در امتداد نور حتي به سايه هم نمي نگري

اقليم پادشاهي تو كجا و گليم درويشي من كجا!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:1  توسط ریرا |