تبليغاتX
ریرا -
راهی نیست. تمام می شود. خانه همین نزدیکی هاست.فقط چند قدم دورتر.

می خواهی تنهایم بگذاری؟ اینجا؟

حالا که دیگر افق پیدا شد؟

باید بخندم!

نه باران آمد نه کسی صدایت زد. 

ای کاش از اول گفته بودی که تحمل این سکوت و آسمان بلند را نداری.

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 15:18  توسط ریرا |