تبليغاتX
ریرا -
 

دوباره ذهن خمار من از صدای تو مست شد.

هر چند کلام تو جز تکرار فراموشی نبود  اما  هر چه که از آسمان ببارد برای من یادآور باران است.

 

 

هی!

می دانم سلام من بر ساکنان آن دشت خیالی بیش نیست

می دانم سکوت تو بر بهانه های من ...

ولی باور کن دشت بی غزال هم خیالی بیش نیست.

 

 

در پی حرفت رفتم اما بدان

                                  مسیر من هم غیر از آن دشت نیست.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 17:21  توسط ریرا |