تبليغاتX
ریرا -
ای کاش هم اینک باران می بارید. می بارید و هر چه از من مانده را با خود می برد.

ای کاش چشمه ای می جوشید و مرا در خود می شست.

ای کاش آفتاب می تابید و مرا با تابش خود می سوزاند.

ای کاش باد می وزید و بوی نافله با خود می آورد.

ای کاش.

اما آیا همه ی اینها مرحمی بر دل ریشم می شد؟

نه. اما فقط ای کاش «عشق را زبان سخن بود» تا صدایم به گوش شما برسد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:21  توسط ریرا |